فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

438

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

سرباز مزبور براى حاكم نامه‌اى فرستاده و از وى درخواست كرد دربارهء آنچه در بالا گفتيم اطلاعاتى در اختيارش بگذارد و پنج شش چليك آب خنك كه كمبود آن در كشتى محسوس بود براى وى بفرستد . صبح روز بيست و چهارم حاكم جزيره مقدارى شربت و ميوه‌هائى كه در آبادترين جزاير مشرق زمين بهتر از آنها يافت نمىشود . براى سفير فرستاد . از آن جمله مقدارى انجير ممتاز بود كه نظاير آن را فقط بايد در ايالات معتبر اسپانيا جستجو كرد . اين انجيرها را در حياط خانه‌ها يا باغهاى كوچك جزيره به عمل مىآورند و درختها را با آب شيرينى كه از خشكى مىآورند آبيارى مىكنند . ساكنان اين جزيره اعم از پرتغالى يا محلى از هنر و تخصص اندكى برخوردارند چنان كه محصول آنها جز همين انجير آن هم به مقدار كم نيست و حال آنكه مىتوانند مقادير زيادى از آن توليد كنند . همچنين انگور را مىتوانند بىزحمت زياد بدست آورند زيرا زمين جزيره مستعد به عمل آوردن تاك فراوان است . باد جنوب و جنوب‌غربى توأم با رگبار بشدت مىوزيد و آسمان پوشيده از ابر بود بدين‌سبب ، و در انتظار هواى بهتر ، سفير تا صبح روز بيست و ششم در اين جزيره ماند . در اين فاصله حاكم ضمن نامه‌اى به وى اطلاع داد كه كشتى « آدميرال » و كشتى « سن آرنارو » « 288 » از مومباسا « 289 » گذشته بودند كه كشتى اخير بسبب اشتباه راهنمايان در شن و سنگهاى ساحلى مفقود شد اما سرنشينان آن و پولهاى شاه و وسائل جنگى نجات يافته بودند و آن دو كشتى كه به گوآ رسيده بودند از اين كشتى كه دچار سانحه گشته بود در ساحل گينه جدا شده بىآنكه از سرنوشت آن واقف باشند راه خود را ادامه داده بودند . وى به سفير خبر مىداد كه هيچگونه اطلاعى از انگليسيها و هلنديها ندارد جز آنكه بوسيلهء زورقى از بربرها كه از جزيرهء كومبرو « 290 » مىآمده خبر يافته است كه دو كشتى كه عازم هند بودند

--> ( 288 ) S . Arnaro ( 289 ) Mombaca ( 290 ) Combro